< > غوث الصادق.حاج سید علی اشرف صادقی

منظور از حديث (آنگونه زندگي كنيد كه گويي هيچ گاه نمي ميريد...)چيست ؟

يعني ما بدانيم كه خداي تبارك و تعالي اين كره خاكي را با تمام نعمات آن خلق كرده تا در اختيار انسان قرار بدهد وانسان از آن متنعم بشود تا بقاي حيات داشته باشد و بايد آنگونه متنعم شد كه گويي مرگي نيست، واما آنگونه زندگي كنيم كه الان مي ميريم يعني اينكه دست به كار ودل به يار .

مردم آزاري نكند .تهمت وغيبت و.. نكند چون مي ميرد و بايد به آن پاسخ بدهد پس آنگونه زندگي كن كه اگر مرديد بتواني پاسخگو باشي.

(منتخبي از فرمايشات حضرت حاج سيد علي اشرف صادقي " پير غريب " )

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 9:54  توسط علی  | 

گر کافر و گبر و بت پرستم
تو فکر مکن که من چه هستم
گویند میان باده نوشان
مشهور به پیر شوخ و مستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ساعت 20:27  توسط علی  | 
این غزل از کوتاه ترین و در عین حال از زیبا ترین غزل های حافظ است که در طی آن بزرگترین آفت راه سلوک را بیان میکند که بسیار جذاب و کاربردی است.

ای که دائم به خویش مغروری

گر ترا عشق نیست معذوری

 غرور بزرگترین آفت راه عشق و سلوک است چون عاشق باید متواضع و خاکسار باشد و در برابر معشوق هیچ خودی نداشته باشد. لذا انسانهای مغرور نمیتوانند عاشق شوند.

شاید به همین دلیل است که در روایت داریم که اگر ذره ای کبر در کسی باشد رنگ و بوی بهشت به او نمیخورد.

 

گرد دیوانگان عشق مگرد

که به عقل عقیله مشهوری

 

مستی عشق نیست در سر تو

رو که تو مست آب انگوری

 در این بیت حضرت لسان الغیب خود را از تهمت های ناروای بی خردانی که او را لا ابالی میدانند بری میکند.چون مستی ناشی از آب انگور را مذموم معرفی میکند.

 

روی زردست و آه درد آلود

عاشقان را دوای رنجوری

 میفرماید عاشق باید زرد رو باشد و رنجور .لذا اگر ما این خصوصیت را نداریم عاشق نیستیم.

 

بگذر از نام و ننگ خود حافظ

ساغر می طلب که مخموری

کسی که غرور دارد نمیتواند از نام خود بگذرد و تا خود در میان است هرگز به معشوق نمیرسد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 18:46  توسط علی  | 
خدا تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمیشود.....
تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد...
با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت...
تنها خریداریست که اجناس شکسته رابهتر بر میدارد...
تنها کسی است که وقتی همه رفتند میماند...
وقتی همه پشت کردنداغوش میگشاید...
وقتی همه تنهایت گذاشتند مرحمت میشود..
وتنها سلطانی است که دلش با بخشیدن ارام میگیرد نه با تنبیه کردن..
+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ساعت 21:6  توسط علی  | 
میلاد سراسر نور و خجسته حضرت نبی مکرم اسلام ، خاتم النبیین حضرت محمد مصطفی ( ص ) و حضرت امام جعفر صادق ( ع ) بر مسلمانان و شیفتگان ایشان مبارک باد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ساعت 16:44  توسط علی  | 
اللهم صل علی محمد و آل محمد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ساعت 22:50  توسط علی  | 
یکی از برکات سلوک آگاهانه و تحصیل همزمان دانش و عرفان ، ارتقاء آگاهی و توسعه بینش فردی و اجتماعی سالک است . به هر میزان که سالک بتواند بر اساس معیارهای طریقت سلوک نماید به همان میزان می تواند به مجهولات خلقت دست یابد و خود را در مقام خلیفه الله و خلیفه الارضی ببیند .

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۲ساعت 18:25  توسط علی  | 
روز دوشنبه، بیست و هشتم ماه صفر سال یازدهم هجرت
حضرت على علیه السلام فرمودند: مردى به خانه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آمد و اجازه ورود خواست. من به او گفتم نمى توانى نزد آن حضرت (كه در حال كسالت بود و در روزهاى آخر عمر بسر مى برد) بروى هر خواسته اى دارى به من بگو. گفت: چاره اى نيست جز اينكه نزد او بروم. على علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم اجازه گرفت و آن شخص وارد شد و بالاى سر پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم نشست و سلام كرد. پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم جواب سلام او را داد و فرمود: چه خواسته و حاجتى دارى؟ آن شخص گفت: من از طرف خدا رسولى هستم به سوى تو. حضرت فرمودند: چه رسالتى بر عهده تو مى باشد. گفت: من عزرائيل هستم، خدا مرا به سوى تو فرستاده و به تو سلام رسانده و تو را بين لقاء با خود و بين بازگشت به دنيا مخير كرده است. حضرت فرمود: صبر كن تا جبرئيل بيايد و با او مشورت كنم. عزرائيل خارج شد و به سوى آسمان ها رفت در بين راه با جبرئيل برخورد نمود. جبرئيل پرسيد آيا روح محمد صلی الله علیه وآله وسلم را قبض كردى؟ گفت: نه، اى جبرئيل او از من خواست تا رفتن تو به نزدش صبر كنم. آيا نمى بينى كه درهاى آسمان براى روح محمد صلی الله علیه وآله وسلم باز شده و همه جا آزين بندى شده است. جبرئيل نزد حضرت آمد و سلام كرد. حضرت جواب سلام او را داد. جبرئيل گفت: اى رسول خدا پروردگارت مشتاق تو مى باشد و عزرائيل تا به حال از كسى اجازه نگرفته و بعد از تو هم از هيچ كس اجازه نخواهد گرفت. پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: او مرا مخير بين لقاء پروردگار و بقا در دنيا كرد. جبرئيل گفت : لقاء پروردگار بر اين دنيا بهتر است. پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: من هم آن را بهتر مى دانم. تو از نزد من خارج مشو تا ملك الموت بيايد. مدتى بعد عزرائيل آمد و سلام كرد. حضرت سلام او را پاسخ داد و فرمود: عزرائيل چه اراده كرده اى؟ گفت: گرفتن جان شما را، حضرت فرمود: آن چه به تو امر شده اجرا كن. جبرئيل بنا به خواسته پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم نزديك او (در طرف راست) قرار گرفت و ميكائيل در سمت چپ نشست و عزرائيل شروع به قبض روح كرد. جبرئيل گفت: اى عزرائيل عجله نكن تا نزد خدا رفته و بازگردم. عزرائيل گفت: روح او به جايى رسيده كه ديگر قدرت بر تاءخير و نگهدارى آن ندارم. جبرئيل گفت: سفارش خدا را در مورد آسان گرفتن جان او فراموش ‍ نكن. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به على علیه السلام فرمود: نزديك من بيا كه امر خدا فرا رسيده است. پس دهان خود را كنار گوش على علیه السلام گذاشت و با او سخن گفت تا اينكه روح مباركش از بدن خارج شد. على علیه السلام دست خود را زير چانه مبارك حضرت‍ گذاشت و چشمان شريف آن حضرت را بسته و برخاست و در حالى كه گريه مى كرد به حاضرين گفت: خدا اجر شما را زياد كند. پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم از دنيا رفت. در اين لحظه بود كه صداى گريه و ضجه مردم بلند شد.2

اشعار امیرمومنان علی (ع) در سوگ پیامبر (ص)
امیر مومنان على علیه السلام وصى و جانشین پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله اشعار زیر را در سوگ جانسوز پیامبر صلى الله علیه و آله خواند:
الموت لا والد یبقى و لا ولدا هذا السبیل الى ان لا ترى احدا
هذا النبى و لم یخلد لامته لو خلد الله خلقا قبله خلدا
للموت فینا سهام غیر خاطئه من فاته الیوم سهم لم یفته غدا:
مرگ نه پدر و نه فرزند را باقى نمى گذارد، و برنامه مرگ همچنان ادامه دارد تا همه بمیرند.
مرگ ، حتى پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله را براى امتش باقى نگذاشت اگر خداوند كسى را قبل از پیامبر صلى الله علیه و آله باقى مى گذاشت او را نیز باقى مى گذاشت .
ناگزیر ما آماج تیرهاى مرگ كه خطا نمى روند واقع مى شویم . كه اگر امروز مورد اصابت تیر مرگ نشدیم ، فردا او ما را از یاد نمى برد. 3
پروردگارا! سفر مرگ را براى ما مبارك گردان ، و توفیق بهره مندى صحیح از زندگى انسان ساز پیامبران بزرگ را به ما عنایت فرما. آمین یا رب العالمین .

پاورقی:
1- شیخ مفید، الارشاد، بیروت، موسسه اعلمی، 1399ه.ق ص 97. در تاریخ وفات پیامبر اکرم احتمال زیادی بیان شده است و این بنابر قول مشهور علمای شیعه است. و همچنین ابن هشام؛ السیرة‌النبویة، مصطفی السقا و ابراهیم الأبیاری و عبدالحفیظ شلبی، بیروت، دارالمعرفة، بی تا، ج2، ص658 و ابن سعد؛ الطبقات‌الکبری، محمد بن صامل السلمی، الطائف، مکتبة‌الصدیق، 1414، الأولی، ج2، ص 521.
2- محجة البيضاء، ج 8، ص 279.
3- داستانهای خواندنی از پیامبران اولوالعزم "تالیف : محمد محمدى اشتهاردى" 
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی ۱۳۹۲ساعت 1:2  توسط علی  | 
اولین دستوری که حضرت باباصادقی به سالکین و طالبین می فرمودند این بود که ( با من صنما دل یک دله کن

گر سر ننهم وآنگه گله کن )

آری صداقت در سلوک اولین گام است

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ساعت 18:14  توسط علی  | 
... خدا سامری را انتخاب کرد و موسی و امت او را امتحان کرد . سامری در این میان فدای یک جامعه شد . فلان کس هم که از این جا بیرون انداخته شد فدای این جامعه ما شد .

پس در طریقت وقتی یکی فدا می شود نروید دنبالش او را بیاورید . فداشدن او حسن است نه قبح

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ساعت 23:8  توسط علی  |